خیلی وقته دلم می خواد همتونو یکبار دیگه دور هم ببینم! یه وقتایی می گم واسه همه تون بلیط بگیرم و دعوت کنم بیاین میبد توی دفتر نشریه مثل دوران دانشجویی بدون فکر به اینکه هر کدومتون جایی دور از اینجا و در مقامی متفاوت از گذشته زندگی می کنین، بدون فکر به اینکه هر کدومتون ممکنه چقدر عوض شده باشین چون دوست داشتنی مشترکی داشتیم به اسم نیستان و نیستانه که جبران تمام تغییرات و عوض شدن هاست. نقطه اتصال افکار ما به هم.
راستش امروز یه روز خاصه. روزی که هر کسی یکبار توی سال از مبدا خودش عبور می کنه، امروز روز منه درست ساعت2. دیروز مدام داشتم فکر می کردم می تونم امروز همه رو یا حداقل اکثرتونو بکشونم به نیستان مجازی؟ بعد فکر کردم اون اتفاق مهم که بابتش باید بیاین اینجا چی باشه خوبه؟ این بهانه، بهانه ی قشنگی نیست. مدام فکر کردم و نهایتا داشتم منصرف می شدم، که توی یکی از کوچه پس کوچه های نیستان دیدم به خانم طباطبایی تبریک گفتن و دیگه هیچ کس تبریک جدیدی کامنت نذاشته. از نبودن همه تون می شه حدس زد 90% تبریکه رو ندیدین. خیلی خوشحال شدم از این خبر و اینجا هم دوباره به دنیای عزیزم تبریک میگم
ااااااااااااااوووووووووووووووووووووو یافتم.....
این قشنگ ترین بهانه است، اون اتفاق مهمی که می تونه همه تونو اینجا جمع کنه. سال 90 برای آدمهای مختلف می تونه خوب بوده باشه یا بد. آدم ها هر کدوم احساس متنوعی نسبت به ایامی که می گذره دارن. اتفاقای خوب می تونن یک روز یا یک سال رو برای همیشه توی ذهن شما حک کنن و همین طور اتفاقای بد. سوای دیدگاه های شخصی ما نسبت به سال گذشته، این سال با خبر خوش ازدواج سردبیرمون شروع شد و حالا می دونیم که حسن ختامش هم ازدواج صفحه آرای خوش سلیقه مون بوده، ذوق داره واقعا. هر دوتون مبارکتون باشه، خوشبخت باشین، امیدوارم هیچوقت نذارین قشنگیای زندگیتون تکراری بشن. امیدوارم زندگی های خوبی بسازین و نسل بعدی نیستان رو نیستانی بار بیارین.
یه امید دیگه هم دارم واسه بقیه ی بچه ها، هم شنیدن خبرای خوش تک تکتون تو سال جدید و هم اینکه امروز یا لااقل تا آخر هفته اسم همه تون رو توی کامنتای این پست ببینم.
واقعا دلم می خواد یه بار دیگه جمع بشین با همه ی فاصله ها، تفاوت ها و حتم دارم مشغله ها.
منتظرتونم دوستان
وای بچه ها اگه بدونین من چی می دونم که شما نمی دونین...... وای
واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
الآن ذوق کردم
من زنگ زدم به دنیا
تبریک گفتم اونم تولدمو تبریک گفت
یه خبر خوش دیگه هم دارییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم
.
.
.
.
.
باورتون می شه اولین * (به پی نوشت مربوطه در انتهای متن مراجعه شود) نی نی نیستان تو راهه؟؟؟؟ !!!!
فکر کن ......
همین دیروز با مامانش نشریه بازی می کردیما!!!!!
خوشحالیم و ذوقم از این اتفاق توی کلمات نمی گنجه
بهترین خبری بود که می شد روز تولدم بشنوم
عزیییییییییییییییزززززززززززززززززززززم
کاکل زری هستی یا پیرهن زری
نعمت خدایی یا رحمت خدا
خوش قدم باشی
سالم باشی
همیشه عزیز باشی
وای ندیده دوستت دارررمم با مزه ی کوچکولو
![]()
![]()
![]()
اولین مامان نیستان بازم تبرییییییییییییییییییییییییییییییییک![]()
فکر کنین کم کم نیستان می شه نی نی ستان![]()
*****بدین وسیله اصلاح می شود: نگوووووو این نی نی عزیز دردونه ای که می گفتیم دومین نی نی نیستانه، من از نی نی آقای مقیمی خبر نداشتم!!!! اسم امیر صدرا به عنوان اولین نی نی ثبت شد. فک کن آقای مقیمی بابا شدن
مبارک باشه، خدا حفظش کنه پسر گلتونو، عکسشو بذارین ببینیمش. چرا زودتر بهمون نگفتین خدا می دونه خوشحال می شدیم. شما که از ما اسم نپرسیدین واسه کاکل زریتون، الحق ولی اسم برازنده و زیبایی گذاشتین. ولی من از طرف دنیا خانم طباطبایی و با ایده ای از آقای برزگری اعلام می کنم انواع اسم های دختر و پسر رو پیشنهاد بدین! شاید مامان نی نی یکی از همونا رو پسندید![]()
از این به بعد لطفا هر کی خبر دست اول داره بنویسه. وقت نمی کنین آپ کنین لااقل کاری کنین از هم بی خبر نباشیم ![]()
![]()
![]()

